خلاصه داستان
دختری به نام «مریم»، مورد حملهٔ اسیدپاشی از سوی «پاشا» – جوانی که دیوانهوار عاشق اوست – قرار میگیرد. مریم که پس از این حادثه زیبایی و بینایی خود را از دست داده است، مانند تمام خانوادههایی که روزی با آنها در رابطه با چشمپوشی از قصاص صحبت میکرد، اکنون تنها قصاص میخواهد.







