بدترین آدم جهان؛ فیلمی فمینیستی که به زنش ظلم نمیکند

«بدترین آدم جهان» که فیلم ماقبل آخر یواخیم تریر است را چند روز پیش دیدم؛ کمتر از یک هفته قبل از ضبط قسمت جدید باشگاه مشتزنی.
خیرهکننده است. اساساً تریر را کارگردانی بهغایت توانمند میبینم و دو فیلم آخرش را در حد شیفتگی دوست دارم.
«ارزش عاطفی» یا احساسی یا هر کوفت دیگری که نام فیلم به آن ترجمه شود، منظومهای است که بیان میدارد انسانیت دقیقاً در کجای جهان جا میگیرد؛ جایی که چارهای نیست جز این که دوربین بگذاری آنجا و ثبتش کنی برای تمام نسلهای بعد.
با این همه «بدترین آدم جهان» (The Worst Person in the World) از یک جهت از «ارزش عاطفی» (Sentimental Value) جدیتر است و از یک جهت ضعیفتر. نقطه ضعفش این است که در شخصیتپردازی و عمق دادن به کاراکترها و البته در جاگذاری دوربین و میزانسنهای پیچیده بهوضوح یک پله پایینتر از ارزش عاطفی است و مطلقاً کاری با آن ندارم…!

اما نقطه قوتش؛ نقطه قوت این فیلم شخصیت زنش است که جهانبینی فوقالعاده کاملتری نسبت به شخصیتهای زنِ ارزش عاطفی دارد. یک زن قلدر و قدرتمند دارد به نام جولی که جهان و آدمهایش را رام خود میسازد با هرچه در توان دارد. این توان، گاه به شکل عشق بروز میکند، گاه حس مادرانگی نام میگیرد و گاه چیزی است که جای بیانش اینجا نیست اما زن را به «بدترین آدم جهان» تبدیل میکند. ایرادی هم ندارد. جایی که انواع ستمهای جنسیتی – عمدتاً به نام قانون – بر زنان تحمیل میشود، بگذار زن بدترین باشد اما به او ظلم نشود.
بازنمایی حقوق زنان در سینما یک مسئله بهشدت جدی در بحث حقوق و سینما است و جولیِ این فیلم یکی از کاملترین نمونهها برای حمایت از حقوق زنان در سینما است؛ سینمایی که یاد گرفته انعکاس ستمهای وارده بر زنان را که منجر به سرخوردگی و انفعال میشود به نام فیلم فمینیستی به ما غالب کند. جولی در دنیای مردانه از پس خودش برمیآید بیآن که احترام به مردانی که او را میخواهند را فراموش کند. او شبیه نمونههای پیشپاافتاده و شبهفمینیستی سینمای ایران، از مردان انتقام نمیگیرد چون آنها را دشمن خود نمیپندارد. جولی، فمینیست است اما فیلمساز نمیترسد از تمایلات جنسی او که ضدزن به نظر میآیند اما جذاباند حرف بزند. به سبک سیمون دوبوار که – به نظر من بهدرستی – باردار شدن را استفاده از یک قابلیت فیزیولوژیک زنان برای تبدیل آنها به جنس دوم میداند، تریر نیز در این فیلم، بچهدار شدن را افساری به روح زنی میداند که هنوز میخواهد تجربه کند، آزاد باشد و همچون آن چند صحنه خیرهکننده فیلم، زمان و آدمیان را متوقف کند شاید فقط برای این که پسری را ببوسد.

جولی لطیف است اما مقتدر، عاشق است اما شیطان و اندیشهورز است اما اهل ترس. این میشود یک فیلم فمینیستی مبتنی بر همه تعارضها و لذتهایی که یک زنِ فمینیست تجربه میکند؛ فیلمی تراز در ارتباط حقوق زنان و سینما. تریر مرتب به ما یادآوری میکند که فمینیست بودن بینهایت دشوار است و باید بهای سنگینی برایش پرداخت شود؛ بهایی همچون رفتوآمد پاندولی بین عشق منطقی و عشق هوسگونه، انصراف از تشکیل خانواده و شاید گذشتن از حس مادری!
اگر هستی که بسمالله / در تأخیر، آفات است
پینوشت: یواخیم تریر (یواکیم تریر) حتماً یکی از بهترین فیلمسازان حال حاضر سینمای جهان است و در مورد او و این فیلم بحثبرانگیزش، فردا در راند اول و دستگرمیِ اپیزود جدید باشگاه مشتزنی – که بعد از چند سال ضبط آن را از سر میگیریم – با خشایار سنجری تبادل ضربه خواهم کرد.




