پارک چان ووک؛ انتقام یا قانون؟!

مدتی است که دارم دستکم ماهی یک فیلم از پارک چان ووک که پیشتر ندیدهام، میبینم. بیشک از پیشگامان سینمای خشونت در دنیا و لایق لقب استاد است.
اخیراً، دو فیلم قدیمیاش را دیدهام؛ «بانوی انتقام» (۲۰۰۵) و «ندیمه» (۲۰۱۶). واقعیت در مورد دومی، حرف، خیلی دارم که بزنم اما نمیتوانم؛ چون بهغایت خطرآفرین است. در همین حد بگویم که به لحاظ سینمایی شاهکار است. یک داستان چندلایه که ظرافتهای تکنیکیاش در اوج است و الگویی تکراری در تاریخ سینما را با مسئله حقوق اقلیتها گره زده. نتیجهاش بینظیر از آب درآمده. فقط اگر قصد تماشایش را داشتید مراقب باشید، چون کاملاً برای مخاطب بالای ۱۸ سال ساخته شده است.
به هر روی، استاد از جمله فیلمسازانی است که آثارش به لحاظ حقوقی، اهمیت بیاندازهای دارد. مسئله انتقام و فراتر از آن، عدالت، درونمایه کلیدیِ تقریباً همه آثارش به شمار میرود. در سهگانه انتقامش («همدردی با آقای انتقام»، «همکلاسی قدیمی» و «بانوی انتقام») بیش از بقیه، این دغدغه او قابل لمس است. البته گاه مانند «همکلاسی قدیمی»، مسئله انتقام و نقش آن در تحقق عدالت را – به لحاظ فلسفی – به قدری دقیق واکاوی میکند که آدم از عمق اندیشهاش شگفتزده میشود و گاه – مانند «بانوی انتقام» – مسئله انتقام دستهجمعی را بهعنوان آلترناتیو مناسبتر برای اقدام از طریق قانون، معرفی میسازد که اگرچه جذاب است اما در آثار و اندیشه او تنزل محسوب میشود.

در فیلم آخرش، «چاره دیگری نیست» هم عدالت، در جهانِ درآمیخته با بهروزترین تکنولوژیها مورد بحث قرار میگیرد. همان «ندیمه» هم مسائل حقوقی بسیار مهمی با خود به همراه دارد. به هر ترتیب اگر بنا باشد یک بحث عمیق در فلسفه حقوق مطرح شود تا نقش انتقام در تحقق عدالت و ابعاد مثبت و منفی آن برجسته شود، گمان من این است که بررسی چند فیلم پارک چان ووک، بیاندازه کمک خواهد کرد؛ بهویژه آنجا که صحبت از کارکرد انتقام، خارج از چارچوب قانون باشد.






